علاقش نوشید
.
بی احساسی مرد
درباره وبلاگ
ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبو را فراموش کرده ام
آرشيو وبلاگ
خبرنامه

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

جستجو

سه شنبه 27 آذر 1397 :: 19:23

مثل همیشه چشم دوخته بود به نمای شهر زیر پاش ... احساس قدرت می کرد !! حس خوبی بود دیدن شهر از پشت شیشه ... شهری که شاید جذابیتی که نداشت هیچ ، حتی کسل کننده هم بود ... شهری که دود مثل مه ساختمونا رو توی خودش مخفی کرده بود ...
جرعه ای از نوشیدنی مورد علاقش نوشید و معدش درد خفیفی رو متحمل شد ... چهرش در هم شد ... چرخید و گیلاسش رو روی میز گذاشت ... روی صندلی نشست و گوشیش رو از روی میز برداشت ...
وارد لیست مخاطبینش شد و اسم « Hoorieh » رو لمس کرد ... روی آیکون اس ام اس ضربه زد و اس ام اسی براش ارسال کرد با این مضمون :
_آدرس محل کار داییت ...
گوشی رو روی میز گذاشت و سرش رو به پشتی صندلی تکیه داد ...
" این قضیه زیادی بو داره ... باید بفهمم چه خبره !! عقب نشینی کافیه "
صدای آلارم اس ام اس گوشیش بلند شد ... از روی میز برش داشت و پیام رسیده رو باز کرد :
_آدرس محل کار داییم چی ؟؟





نوع مطلب : ،
برچسب ها :

امتیاز : :: نتیجه : 3 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 3
تعداد بازدید مطلب : 22



چت باکس

نام :
وب :
پیام :
4+2=:
 
(بارگزاري مجدد)
اعضای سایت
تبادل لینک هوشمند
عنوان لينك
توضيحات :
آدرس لينك
كد امنيتي

آمار سایت
  • کل مطالب ارسالی : 35
  • کل نظرات ارسالی : 0
  • تعداد کل کاربران : 0
  • بازدید امروز : 32
  • بازدید دیروز : 0
  • بازدید هفته : 32
  • بازدید این ماه : 36
  • بازدید سال : 535
  • بازدید کل : 535
.
.
.