دوست دارم آخرین
.
بی احساسی مرد
درباره وبلاگ
ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبو را فراموش کرده ام
آرشيو وبلاگ
خبرنامه

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

جستجو

چهارشنبه 25 مهر 1397 :: 19:47

دهنتو باز می کنم ... دوست دارم آخرین حرفاتو بشنوم. اگه چیزی می خوای به زنت بگی بگو. این آخرین کاریه که می تونم برات بکنم.
وقتی در دهن باربد رو باز کرد باربد اولین کلمه ای که وسط هق هقش گفت اسم من بود. ولی من قدرت پاسخ گویی نداشتم. باربد نالید:
- رزا ... عشق من ... من نباید هیچ وقت تو رو وارد بازی خودم می کردم. فکر می کردم اینقدر قدرت دارم که بتونم ازت مراقبت کنم. ولی نداشتم. الآن تنها حسی که دارم نفرته. از خودم متنفرم وقتی تو رو توی این وضعیت می بینم. من که خودم می دونستم چه آشغالی هستم نباید هیچ وقت عاشق تو می شدم. تویی که در برابر من یه فرشته ای! رزا منو ببخش. حلالم کن عزیز دلم.
تقلا کردم حرف بزنم. مرد ایرانی سریع در دهنم رو باز کرد و من به زحمت در حالی که خون از دهنم می ریخت گفتم:
- با ... بار...بد ... من .... فق ... فقط ... تو .. رو دوس... دوست دا... رم. بین ... من و ... دا ... داریو...
انگار تو این لحظات آخر می خواستم خودم رو تبرئه کنم





نوع مطلب : ،
برچسب ها :

امتیاز : :: نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :
تعداد بازدید مطلب : 13



چت باکس

نام :
وب :
پیام :
4+2=:
 
(بارگزاري مجدد)
اعضای سایت
تبادل لینک هوشمند
عنوان لينك
توضيحات :
آدرس لينك
كد امنيتي

آمار سایت
  • کل مطالب ارسالی : 35
  • کل نظرات ارسالی : 0
  • تعداد کل کاربران : 0
  • بازدید امروز : 45
  • بازدید دیروز : 0
  • بازدید هفته : 45
  • بازدید این ماه : 55
  • بازدید سال : 448
  • بازدید کل : 448
.
.
.